الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
21
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
و كفر و حسد در دل پنهان داشتند بروز دادند و روزى ابو سفيان بنى اميه را فراهم آورد و به آنها گفت با اين گوى خلافت كه بدست ما افتاده بازى كنيد زيرا به آن كس كه ابو سفيان سوگند مىخورد نه بهشتى وجود دارد و نه دوزخى . ( 1 ) در اين وقت زمام اختيار خليفه اموى را بدست گرفتند و آن را همچون شترى رام به هر جا كه خواستند كشيدند و بردند اموال مسلمانان را دست بدست گردانيدند و مردم را بنده و بردهء خود ساختند ، در برابر چنين كجروى و ستمى كه مباين مصالح امت اسلام بود . تودههاى مسلم از همه سوى كشورهاى اسلامى به عثمان شوريدند و بمدينه آمدند و او را در خانهاش محاصره كردند و به او پيشنهاد كردند كه از مقام خلافت كناره گيرد و امر انتخاب خليفه را به شوراى مسلمين واگذارد ، اما عثمان زير بار نرفت و تسليم شورشيان نشد ، چون فشار انقلابيون شدت يافت و محاصرهء عثمان تنگتر شد و حتى آب و غذا را از او بازداشتند ، اعصابش به سستى گرائيد و رشتهء اميدش گسست و ميخواست كه براى فرونشاندن آتش فتنه و پذيرش پيشنهاد انقلابيون ، از خلافت كنار رود و خود را از اين مقام پرمسئوليت خلع سازند . بنى اميه كه در آن وقت رهبرشان در مدينه مروان بن حكم و در شام معاويه بود احساس خطر كردند و دريافتند كه اگر عثمان از خلافت كنارهگيرى كند ، زمام خلافت از دستشان مىافتد و ديگر هرگز به آن نميرسند . زيرا مسلمانان اشتباهى كرده بودند و اين موقعيت خطير را به بنى اميه سپرده بودند و اكنون با از دست رفتن چنين موقعيتى ديگر هرگز آن اشتباه تجديد نخواهد شد . و بنى اميه با كدام سابقه درخشان اسلامى يا بخشندگى و بزرگوارى و جهاد در راه خدا استحقاق احراز خلافت اسلامى را خواهند داشت بلكه بر عكس آنها هميشه دشمن اسلام بوده و در هر موقعيت و زمانى به رد با آن